« یک پیاده رووسط عصر اردیبهشت میخواهم ...
که شانه به شانه ات تمام خیابانها را پرسه بزنم
تو بگویی " دوستت دارم "
ومن قدم به قدم
شهر را به جنون بکشم
... »
دوست داشتنت را فریاد زَدَم
فَریاد زَدَم...
هنگامی که شانه به شانه ام
در عصر اردیبهشت
از من عبور کردی
«چَشم انتظارَم»
برچسب:
نویسنده: متین زارعینیا