خرید بک لینک

تیکه میدهم بر میزم,دیوار را دوست ندارم,دستانم را کوتاه می کند,از تو...از اتاق بقلی...از هوای خوب بیرون...از آن طبقه در اسمان؛ابرها,بی بهانه می بارند,خورشید,رنگین کمان,یا نگاهی از دختر همسایه که همانند من خودش را در اتاق حبس کرده و باران را نظاره می کند,همه هستند از آن طبقه در آسمان...اندکی پایین تر,کنار رفتگر مهربان,تو دوان دوان می دوی,برای رقص زیر باران,چه زیباست آن لحظه که تو یک عالمه زن در وجود من می شوی,یک عالمه تمام نشدنی...دست می زنی,پا می کوبی,لبخندت را که می بینم,دیوارها کوتاه,سقف برچیده,من سقوط می کنم,از آن بالا,در تمام رویاهایم,در تمام دنیایی که با لبخندت ساخته بودم.تو می رقصی,با بوسه ای خیالی که به سویم حواله می زنی...

*خودم*

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:28  توسط FarZad |

برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 3:26

صفحه بندی